الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

183

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

شرايط و اجزا و قواطع و موانع آن ، مستحبات و مكروهات و مقدّمات و ده‌ها فرع ديگر دربارهء نماز ، از آيات به دست نمىآيد . هر چند فروع و جزئيات محدودى را از آيهء : « إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ » « 1 » ( و مانند آن ) استفاده كرده‌اند ، ولى واضح است كه مسائل بسيار ديگرى در وضو و نماز هست كه بايد با كمك روايات تبيين شود . بر همين اساس اين بحث مطرح شده است كه آيا با خبر واحد مىتوان عموم و يا اطلاق قرآن را تخصيص يا تقييد زد ؟ غالب فقهاى اسلام ، تخصيص و تقييد قرآن را به خبر واحد ممكن دانسته‌اند . گروهى اندك از اهل سنّت آن را منع كرده‌اند . قاضى أبو بكر باقلانى در مسأله توقّف كرده است . برخى نيز تفصيل داده‌اند . از جمله : عيسى بن ابان گفته : اگر عام قرآنى قبلًا به دليلى قطعى ( يعنى قرآن ، خبر متواتر يا محفوف به قرينهء قطعى و دليل عقلى قطعى ) تخصيص خورده باشد ، پس از آن تخصيص زدنش با خبر واحد جايز است و گرنه جايز نيست . « 2 » براى جواز تخصيص و تقييد قرآن به خبر واحد مىتوان گفت : در برخى آيات ، پيامبر اكرم بيان‌كننده قرآن دانسته شده است . آنجا كه مىفرمايد : « « وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ . . . » ؛ و ما اين قرآن را بر تو نازل كرديم تا آن چه را به سوى مردم نازل شده براى آنها روشن سازى » . « 3 » اين آيه دليل بر حجيّت سخن پيغمبر صلى الله عليه و آله در تبيين آيات است ، خواه به صورت خبر متواتر باشد يا خبر واحد و تبيين آن حضرت اختصاص به متشابهات قرآن ندارد بلكه اگر تبيينى ( هر چند به صورت تخصيص و تقييد ) نسبت به ظواهر قرآن هم داشته باشد آن نيز حجّت است . و تخصيص و تقييد هم نوعى بيان است . بيان اهل بيت عليهم السلام نيز به بيان پيامبر ملحق مىشود و اعتبار دارد و دليل اين الحاق حديث ثقلين و ساير ادلّه است كه اهل بيت عليهم السلام صريحاً گفته‌اند آنچه ما مىگوييم از پيامبر صلى الله عليه و آله به ما رسيده است . « 4 » و سيرهء اصحاب پيامبر و مسلمين بر اين جارى بوده كه جزئيات و تفاصيل احكام را از اخبار واحد ثقاتى مىگرفتند كه از پيامبر نقل مىنمودند . در اينجا دو سؤال مطرح است : 1 . قرآن حجت قطعى است و بدون ترديد از سوى خدا صادر شده است ، امّا خبر واحد حجّت قطعى نيست . كنار گذاشتن دليل قطعى به وسيله دليل غير قطعى عقلًا جايز نيست . بنابراين دست برداشتن از عمومات و مطلقات قرآن با خبر واحد صحيح نيست . جواب آن است كه قرآن از نظر صدور قطعى است ولى از نظر دلالت ، عمومات و اطلاقات آن قطعى نيستند و حجيّت آن از باب حجيّت ظواهر

--> ( 1 ) . مائده ، آيهء 6 . ( 2 ) . الإحكام فى اصول الأحكام ، ج 1 و 2 ، ص 525 . ( 3 ) . نحل ، آيهء 44 . ( 4 ) . كافى ، ج 1 ، ص 53 .